سلام به همه

من آرزو 28 ساله ، مجرد واز تهرانم ، از 8 سالگی به این بیماری مبتلا هستم و از اندازه ی یه سکه کوچولو شروع شد ،همیشه یه چیزی به اسم ترس تو زندگیم وجود داشته ، ترس از تنها موندن تو خونه یا از.....

 

از روز اول که اون یه سکه ی کوچولو تو موهام پیدا شد ،همیشه تو دکترا بودم و ترس رو تو نگاهه مامانم میخوندم، رفتم پیش دکتر ... اول دکتر یه پماد دست ساز داد بهم که زرد رنگ بود باید میزدم و جلوی آفتاب 10 دقیقه می موندم اوضاع خوب شده بود اما دریغ که هر سکه ای که در میومد یه سکه ی دیگه جاشو میگرفت ....

 

روزا همین طور میرفتو میومد تا سنه بلوغم ،عصبی شدنم تو اون سن و سرکش شدنم باعث شد که وسعت بیماریم بیشتر بشه و پمادمم دیگه درست مصرف نمیکردم

 

تو دوران کنکور بود که از استرسه زیاد ابروها و مژه هامم از دست دادم اما دارو رو رها کردم و بیماریمو گذاشتم کنار، با اون اوضای روحی درس خوندم و لیسانسمو گرفتم و الانم سر کار میرم یه، یه سالی بود که اصرار داشتن این بیماری از موی گربه ست و با اصرار، دکتر رفتم و قرص فیناستراید خوردم و محلول ماینوکسیدیل استفاده کردم اما هیچ فایده ای نداشت منم بعد از 8 ماه درمان رو رها کردم دوباره با اصراره یکی از دوستان درمانم رو تحت نظر دکتر ... از نو شروع کردم برای شروع به من محلول آلپسین و پماد فلوئوسینولون داد و زینک و مولتی ویتامین، قرار شده که اگه اوضاع با این داروها بهتر نشد از دیفن استفاده کنم

 

مطمئنم هر چی خدا بخواد همون میشه بیماریه ما تو ظاهره و این نوع عارضه به جنسیت هم ربطی نداره اما باید یاد بگیریم که نسبت بهش مقاوم باشیم میدونم که هممون کلی خاطرات بد داریم منم خیلی حرفها برای گفتن دارم اما نمیخوام کسیو ناراحت کنم فقط میخوام بگم با بیماریه ما هم خدا خودمونو آزمایش می کنه هم اطرافیانمونو و این قدرته اونه که صلاح میدونه که کیارو وسیله امتحان کنه و راضی هستم به رضاش و میدونم که اون به کاری که میکنه واقفه پس من باید فرمانبرداره اون باشم

 

خدا رو شکر تو مدته بیماریم دو بار بیشتر از آمپول کورتن استفاده نکردم با آمپولش حتی یه تاره مو هم در نیاوردم و خوشحالم که ادامش ندادم ،محلوله ماینوکسیدیل هم که همیشه مقطعی بوده و درمان قطعی محسوب نمیشده برای من هم همین طور بوده چون به محضه قطع کردن، تمامه موهام دوباره میریخت

 

البته ما تو خانوادمون این بیماریو ارثی هم داریم اما نه تا این حد پیشرفته بدترین نوعش نصیب من شد، اما در همین حدشم که با بیماریم آشنا بودند باعث شد که تو خانواده هیچ مشکلی با بیماریم نداشته باشن خودمم از اول با بیماریم راحت برخورد کردم و همه جا میرفتم اما الان که ساعته کاریم بیشتر شده، از پوستیژم خسته میشم و نمیدونم استفاده زیاد از اون عارضه داره یا نه؟ ایشالا که زودتر درمان قطعی برای این بیماری هم پیدا بشه، برای همه آرزوی سلامت میکنم و از مدیریته سایت کمال تشکر رو دارم همین که ما رو با هم آشنا کرده قوت قلبی بوده که از خدا میخوام بهترینا برای خودش و خانوادش باشه

 

سایر بیوگرافی ها